نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۶۸ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

باید از نالهءجانکاه عصا دارد پیش

بس که دشوار برآید، نفس از سینهٔ ریش

بلبل از آتش گل سوزد و پروانه ز شمع

همه سوزند ز بیگانه، من از آتش خویش

آنگه ارباب نظر، دیده‌ورت می‌دانند

که به عبرت نگری هر چه تو را آید پیش

آمد آن شوخ به سیر چمن و نرگس مست

جلوهٔ قامت او دید و سرافکند به پیش

فکر آخر شدن دور قدح کشت مرا

ورنه از گردش افلاک ندارم تشویش

راز پوشیدهٔ دل‌ها همگی گردد فاش

کاو کاو مژه ات بس که نماید تفتیش

دل چه سان جمع کنم در غم دلدار حزین؟

من که در هر بن مو می‌خلد از هجرم نیش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عمق درد و رنج قلبی عاشق است. شاعر از ناله‌ها و سختی‌هایی که از جدایی و دوری معشوق می‌کشد، صحبت می‌کند. او به تصویر بلبل و پروانه اشاره می‌کند که از آتش و سوز عشق می‌سوزند، و خود او نیز از آتش درونش می‌سوزد. همچنین به ناامیدی از آینده و مشغولیت به یادآوری معشوق اشاره می‌کند و از اصرار دل به جمع‌آوری احساساتش در میان غم و درد سخن می‌گوید. این احساسات شاعر به خوبی در تضاد بین زیبایی و درد ناشی از عشق و جدایی به تصویر کشیده شده‌اند.