شمارهٔ ۵۷۹ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قیامت شد به پا از جلوه نوخیز شمشادش
تماشا در بهشت افتاد، از حسن خدادادش
شمارد موج نقش جویباران، طوق قمری را
سر و برگ گرفتاران ندارد سرو آزادش
برآرد ناز شیرین شعله ها از خرمن خسرو
چو گیرد بیستون را زیر برق تیشه فرهادش
دمد بوی بهار عشق، افسون گرفتاری
قفس در زیر پر دارند، مرغان چمن زادش
دل شوریدهٔ من می خروشد با شب آهنگان
نمی داند گران خواب فراموشی ست صیادش
نه تاب ناله دارم نه تمنای وفا امّا
چه سازد دل، که عاشق شکوه افتاده ست بیدادش
حزین افکندی از کف خامهٔ شیرین نوا اما
چو بانگ تیشه در کوه و کمر پیچید فریادش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیباییهای طبیعی و احساسات عاشقانه میپردازد. شاعر از جلوههای زیبای بهشت و ویژگیهای منحصر به فرد شمشاد و چمنها سخن میگوید و عشق را به بهار تشبیه میکند. او همچنین به دردی که ناشی از عشق و جدایی است اشاره کرده و به ناتوانیاش در ابراز احساسات و بیتابی دلش پرداخته است. در نهایت، شاعر به صدای تیشه و فریاد در کوهها اشاره میکند که حال و هوای عشق و غم را به تصویر کشیده است.