نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۹۴ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دایم به تلخ کامی یاران خورم دریغ

بر خوان دهر سفله به مهمان خورم دریغ

مشت استخوان به کام و گلوی هما کنند

ز انعام چرخ؟ بر لب و دندان خورم دریغ

لیلی حرم نشین سیه خانهٔ دل است

بر سعی پوچ آبله پایان خورم دریغ

تا خورده ام پیاله، پشیمان نگشته ام

زیبد اگر به پاکی دامان خورم دریغ

چون نوح گریه می کنم امّا نه بر جهان

ز آلودگی دامن طوفان خورم دریغ

در عالمی که اهل تمیزند ابلهان

یکسان به حال زیرک و نادان خورم دریغ

رشک آیدش به نعمت من عالمی، حزین

در روزگار بس که به سامان خورم دریغ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساس تلخی و ناامیدی شاعر نسبت به وضعیت زندگی و انسان‌ها اشاره دارد. شاعر در آن از ناتوانی در لذت بردن از زندگی به خاطر درد و رنج یارانش صحبت می‌کند و به ناامیدی در دنیایی که عده‌ای نادان بر عقل و درایت دیگران ارجحیت دارند، اشاره می‌کند. او از دلتنگی خود به خاطر عدم دسترسی به خوشی‌ها و نعمت‌های واقعی می‌گوید و بر این نکته تأکید می‌کند که در شرایط سخت، هیچ‌کس از عواقب ناپاکی‌ها در امان نیست. در نهایت، شاعر نسبت به دنیای حزن‌آلودی که در آن زندگی می‌کند، حسرت می‌خورد و از تبعات غم و اندوه در زندگی‌اش گلایه دارد.