نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۹۵ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

زندگی در جمع سامان رفت، حیف

صبح در خواب پریشان رفت، حیف

دانه اشکی نیفشاندیم ما

عمر چون سیل بهاران رفت، حیف

نور جان در ظلمت آباد بدن

چون چراغ زیر دامان رفت، حیف

از بیابان رفت تا مجنون ما

شوخی از چشم غزالان رفت، حیف

می شدی بتخانه ها تعمیر کرد

مشت خاک ما به جولان رفت، حیف

شیشه ها شد از می روشن تهی

نور چشم می پرستان رفت، حیف

دل به امیدی درین وحشت سرا

از پی آهو نگاهان رفت، حیف

دیدهٔ عبرت نمالیدیم ما

عمر در غفلت به پایان رفت حیف

بوی عشق از جیب جانی برنخاست

زین سفال کهنه، ریحان رفت، حیف

ناله ی عاشق نمی آید به گوش

از چمن مرغ خوش الحان رفت، حیف

اول شب از گداز دل حزین

شمع بزم ما به پایان رفت، حیف

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساس اندوه و ناکامی در زندگی اشاره دارد. شاعر از دست رفتن لحظات ارزشمند و محبت‌ها می‌گوید و از ناتوانی در ابراز عشق و احساساتش احساس تأسف می‌کند. او به غفلت از گذر زمان، عدم توجه به زیبایی‌ها و به پایان رسیدن شادمانی‌ها اشاره می‌کند. در نهایت، شعر به نوعی غم و حسرت برمی‌گردد که از ناشناخته‌ها و از دست دادن عشق و شور زندگی ناشی می‌شود.