نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۰۴ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

جاری چو به یاد رخ جانان شودم اشک

گلپوش تر از صحن گلستان شودم اشک

بی قدر شود رشته چو خالی ز گهر شد

کو عشق که آویزهٔ مژگان شودم اشک؟

از جلوهٔ مستانهٔ آن سرو قباپوش

چالاکتر از سیل بهاران شودم اشک

مستانه رگ ابر تری از مژه برخاست

تا صف شکن زهد فروشان شودم اشک

از حسرت نظارهٔ آن ناوک مژگان

در سینه گره گردد و پیکان شودم اشک

ویرانهٔ عالم شده محتاج به سیلی

بگذار حزین آفت دوران شودم اشک

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از احساسات عمیق خود نسبت به عشق و دلتنگی صحبت می‌کند. او با یادآوری چهره محبوبش، اشک می‌ریزد و احساس می‌کند که اشک‌هایش زیباتر از گل‌های یک گلستان هستند. او درباره عشق و غم‌هایی که وابسته به فقدان عشق دارد می‌گوید و اینکه چگونه احساساتش در او شکل می‌گیرد. همچنین از تأثیرات عاطفی دلفریب محبوبش و حال و هوای آن به عنوان نیروهایی که او را به اشک و گریه وا می‌دارد، سخن می‌گوید. در پایان، شاعر به ویرانی دنیا و نیاز آن به دلسوزی اشاره می‌کند و اشک‌هایش را به عنوان راهی برای بیان این درد و رنج می‌بیند.