شمارهٔ ۶ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
درعشق شد به رنگ دگر روزگار ما
تغییر رنگ ماست خزان و بهار ما
از خویش می رویم سبکتر ز بوی گل
بر طرف دامنی ننشیند غبار ما
ابر بهار در عرق شرم غوطه زد
از مایه داری مژه ی اشکبار ما
همچون سپند، زآتش شوق تو می تپید
روزی که داشت خانه به خارا، شرار ما
مانندگرد، کز رم آهو شود بلند
آرام می رمد ز دل بی قرار ما
از تاب رشک در جگر لاله خون کند
داغ تو گر بهار کند، در کنار ما
رفتیم و مانده است به جان چون قلم، حزین
بر صفحه ی زمانه، سخن یادگار ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تغییر و تحول عشق و احساسات انسانی در گذر زمان میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری از طبیعت مانند خزان و بهار، به نوعی دلشکستگی و شوق درونی اشاره میکند. او بیان میدارد که عشق باعث میشود از خود دور شود و وزن بار سنگین غم را کاهش دهد. احساساتی چون شرم، شوق و دلتنگی به تصویر کشیده شدهاند. در نهایت، شاعر به یادگارهایی اشاره میکند که احساسات و تجربیاتش را در دل نگه داشته و در طول زمان با خود دارد.