شمارهٔ ۶۰ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
بیا مستانه چاک پیرهن پیش صبا بگشا
در فیضی به روی دیده های آشنا بگشا
ز ترک التفاتت، کام زهر آلوده ای دارم
به دلجویی زبان غمزهٔ شیرین ادا، بگشا
هوا تا عطسه در مغز غزالان ختن ریزد
به دامان نسیم صبح، زلف مشکسا بگشا
سوالی کن ز من تا در برت راه سخن یابم
گره از غنچهٔ منقار مرغ خوش نوا بگشا
مکن بیگانگی ساقی، حدیث آشنا سر کن
زلال زندگی گر نیست، لعل جانفزا بگشا
چرا تیر تغافل ترک چشمت در کمان دارد؟
به دلهای اسیران، شست مژگان رسا بگشا
خطر بسیار می دارد حزین ، سر در هوا بودن
رَهِ هموار می خواهی، نظر در پیش پا بگشا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به عشق و زیبایی می پردازد و از معشوق میخواهد که با گشایش در دل و روح خود، فضایی برای ابراز احساسات و محبت ایجاد کند. او به زیباییهای طبیعی و قدرت تاثیر آنها اشاره کرده و بر اهمیت برقراری ارتباط و نزدیکی در روابط عاشقانه تاکید می کند. همچنین نگرانی از دوری و غفلت را بیان کرده و خواستار توجه و دلجویی است. رفتار و نگاه معشوق مانند تیرهای عشق در دلهای عاشقان موثر است و شاعر در انتها به خطر دوری و عدم ارتباط اشاره میکند و راهی برای هموار کردن مسیر عشق را میطلبد.