شمارهٔ ۶۰۲ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
چون وصل در نگنجد، هجران کجاست لایق؟
آری یکی ست اینجا معشوق و عشق و عاشق
از عارض نکویان حسن تو جلوه گر شد
کآمیخت عشق عذرا، با جسم و جان وامق
ندهد خداشناسی خود ناشناس را رو
ما را به خویش بنما، یا کاشف الحقایق
آیینه جمالت، کشاف سر عالم
راز دل از جبینت، روشن چو صبح صادق
آوازهٔ اناالحق، می آید از در و بام
این پردهٔ مخالف، در گوش دل موافق
از انجذاب ذاتی، در توست روی عالم
با آفتاب تابان، هر ذره ایست شایق
خواهی حزین نبینی، این خلق مختلف را
در گوشه ای سرآور، با دلبری موافق
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این ابیات بیانگر深 هنر و عشق هستند که در آنها موضوعات وصل و هجران، معشوق و عاشق، و جستجوی حقیقت الهی مطرح شده است. شاعر به زیبایی و جلوههای عشق اشاره میکند و از اتحاد عشق عذرا و امق سخن میگوید. او به اهمیت شناخت خداوند و ارتباط با او تاکید میکند و میخواهد که حقیقت را در چهره معشوقش ببیند. همچنین به تأثیر عشق بر وجود انسان و روزنههای حقیقت اشاره میکند و از چالشهای دنیا و تنوع خلقت یاد میکند. در نهایت، او به دنبال دلبری است که در یک نقطه از دنیا با او همراستا باشد و به دور از سر و صداهای مختلف، در آرامش و عشق قرار گیرد.