نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۰۳ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تا شد سر غم گرم به طوفان من از اشک

شد حلقهٔ گرداب، گریبان من از اشک

تا رفته گرامی گهر من ز کنارم

چون دامن دریا شده دامان من از اشک

از بس که فرو ریخت ز مژگان من انجم

شد صبح قیامت، شب هجران من از اشک

گفتم مگر از گریه برم کینه ز یادش

ننشست غبار دل جانان من از اشک

آتش چو علم زد، دگر از آب چه خیزد؟

ساکن نشود سینهٔ سوزان من از اشک

خونابهٔ چشمم دهد از درد گواهی

رسوای جهان شد، غم پنهان من از اشک

ویرانه حزین ، در قدم سیل چه سان است؟

افتاده چنان، کلبهٔ ویران من از اشک

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عمق اندوه و غم شاعر است که از فقدان محبوب خود رنج می‌برد. شاعر از اشک به عنوان نماد غم و حسرت یاد می‌کند و توصیف می‌کند که چگونه این اشک‌ها در زندگی‌اش همه‌چیز را تحت‌الشعاع قرار داده‌اند. او احساس می‌کند که غم او در حال نابودی و ویرانی است و نمی‌تواند از یاد محبوبش رها شود. در نهایت، تصویر ویرانی کلبه‌اش به دلیل این اندوه، نشان‌دهنده‌ی شدت درد و ناراحتی اوست.