نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۱۸ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

با یاد نرگست، چو می ناب می‌زدم

پیمانه را به گوشهٔ محراب می‌زدم

آن کبک مستم از می مشرب که عمرها

در چنگل عقاب، شکر خواب می‌زدم

آن بلبلم که از اثر رنگ و بوی عشق

در خشک سال، نغمهٔ شاداب می‌زدم

بر سر چو شمع، در غم آن حسن دل‌فروز

از داغ آتشین، گل سیراب می‌زدم

بی‌مایه طاقتم، سرِ دیدارِ یار داشت

دام کتان، کمینگه مهتاب می‌زدم

کو ذوق گریه‌ای؟ که ز هر تار موی خویش

طوفان دشنه در دل سیلاب می‌زدم

شب‌ها خیال روی تو چون بردیم ز هوش

از های‌های گریه، به رخ آب می‌زدم

نازم فسون عشق که از دفتر فراق

فال وصال با دل بی‌تاب می‌زدم

آن خوش ترنّمم که ز لخت جگر حزین

بر تار ناله، ناخن مضراب می‌زدم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عمیق عشق و دلتنگی شاعر اشاره دارد. شاعر در حال نوشیدن می و همراهی با یاد عشقش نرگس است و تصور می‌کند که با هر نغمه‌ای که می‌زند، روح عشق را زنده می‌کند. او به زیبایی در خاموشی و غم عشقش می‌سوزد و احساساتش را با تصویرهایی از پرندگان و شمع‌ها بیان می‌کند. شاعر همچنین به دشواری‌های جدایی و یادآوری معشوقش اشاره دارد و نشان می‌دهد که چگونه عشق و فراق بر دلش تأثیر گذاشته و به او درد و شوق می‌دهد. در نهایت، او به زیبایی و غم عشقش به نواختن موسیقی ادامه می‌دهد و در پی وصال است.