نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۲۰ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از دیده ی دل پرده ی پندارگرفتیم

تا رخصت نظّارهٔ دیدار گرفتیم

بستیم چو از رد و قبول دگران چشم

تشریف قبول نظر یار گرفتیم

نشنیدکسی حرف زباد از دهن ما

گفتار به اندازهٔ کردار گرفتیم

خون دل ما بی گنهان حوصله سوز است

از چشم سیه مست تو اقرار گرفتیم

اوّل قدم از آرزوی خویش گذشتیم

تا ساغر وصل از کف دلدار گرفتیم

سرتاسر آفاق چو خورشید دویدیم

تا جای در آن سایهٔ دیوار گرفتیم

شد شارع کثرت بلد عالم وحدت

ما گوشهٔ خلوت سر بازار گرفتیم

چون شبنم افتاده به خورشید رسیدیم

از همّت خود قافله سالار گرفتیم

از تلخی دشنام حزین ، ذائقه مست است

ما کام خود آخر ز لب یار گرفتیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و تاثیرات آن بر زندگی انسان‌هاست. شاعر از پرده‌پندار که ما را از دیده‌ واقعی دور می‌کند صحبت می‌کند و اشاره دارد که برای دیدن یار، باید از قضاوت‌های دیگران چشم‌پوشی کنیم. او بر این نکته تاکید دارد که حرف‌های او کم‌اهمیت‌تر از اعمالش است و دل‌تنگی او ناشی از زیبایی چشمان معشوق است. شاعر در سفر عشق، از آرزوها عبور کرده و به وصال معشوق رسیده است. او به جستجو در آفاق پرداخته و به نوعی به وحدتی دست یافته است. در پایان، شاعر از تجربیات تلخ و شیرین عشق سخن می‌گوید و به کام خود از لب یار می‌رسد.