نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۲ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

زهی از خار خارت شعله در جان، گلستان‌ها را

ز لعلت، مهر خاموشی به لب، سوسن زبان‌ها را

بهار عارضت هر گوشه، صد بی‌خانمان دارد

زدند آتش ز شوقت، عندلیبان آشیان‌ها را

نه در کنعان نه در بازار مصرت می‌توان دیدن

بیابان گرد حیرت کرده شوقت، کاروان‌ها را

ندارد مطربی حاجت، سماع ما سبک‌باران

به شور آرد نسیم آشنایی، نیستان‌ها را

اگر داری دل سختی، محبت نرم می‌سازد

نهنگ عشق دردم می‌گدازد استخوان‌ها را

به کویت جذبهٔ شوق مرا، رهبر نمی‌باید

برافکن پرده از عارض، یقین گردان گمان‌ها را

نهنگ عشق، دردم می‌گدازد استخوان‌ها را

شتابم در فلاخن می‌نهد، سنگ نشان‌ها را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که به توصیف عشق و شوق پرداخته است. شاعر با بیان حسرت و درد ناشی از عشق، زیبایی‌های عاطفی را به تصویر می‌کشد. او به آتش عشق و تأثیر آن بر وجود انسان اشاره می‌کند و به شدت هوای معشوق را حس می‌کند. در این شعر، مفهوم عاشق و معشوق، و همچنین آثار عمیق عشق بر روح و جسم انسان مطرح شده است. شاعر از شوقی سرشار سخن می‌گوید که همچون نهنگ، دردها و سختی‌ها را در اعماق وجود به آتش می‌کشد. احساسات عمیق عشق و نیاز به محبوب به زیبایی و هنرمندی در کلماتش جاری شده است.