نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۲۱ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

راه از همه سو بر خبر خویش گرفتیم

در سنگ، فروغ شرر خویش گرفتیم

تا خیره ز نورش نظر مهر نگردد

در گرد یتیمی گهر خویش گرفتیم

هرگز نگرفته ست رگ ابر ز دریا

این بهره که از چشم تر خویش گرفتیم

همّت نکشد دردسر منّت صندل

این بود که ما ترک سر خویش گرفتیم

پرواز بلندی ست پر همّت ما را

گردون به ته بال و پر خویش گرفتیم

کالای کمال است که معیوب نظرهاست

عبرت به جهان از هنر خویش گرفتیم

ساغر نستانیم حزین از کف ساقی

پیمانه ز خون جگر خویش گرفتیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف تلاش انسان برای دستیابی به کمال و خودآگاهی می‌پردازد. شاعر از چالش‌ها و سختی‌هایی که در این مسیر وجود دارد، صحبت می‌کند. او به جستجوی نور و حقیقت در زندگی اشاره دارد و می‌گوید که از ناامیدی و دردها فرار نکرده و به جای آن، آنها را باعث رشد و پیشرفت خود می‌داند. شاعر بر این نکته تأکید می‌کند که برای دستیابی به اهداف والای خود، باید از محدودیت‌ها فراتر رفت و با همت و اراده، در پی موفقیت بود. نهایتاً، او اشاره می‌کند که تجربیات و هنرهای زندگی، درسی ارزشمند برای شناخت بهتر جهان و خود است.