نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۲۹ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به صد جان غمزه ات مفت خریدار است می دانم

که اندک التفاتی از تو بسیار است می دانم

بحل کردم اگر خون من از بیگانگی ریزی

که پاس آشنایی بر تو دشوار است می دانم

نمی دانم زیان و سود سودای محبّت را

دل من ساده و آن غمزه پرکار است می دانم

سر پرسیدن کس نیست پنداری خیالش را

دلم در سینه عمری شدکه بیمار است می دانم

علاج پیچ و تابی کز غم افزاید رگ جان را

چو کاکل گرد سرگردیدن یار است می دانم

دلی در سینه پروردم به صد خون جگر عمری

نمی دانم چه شد آن طره، طرار است می دانم

نمی نالم حزین از دست آن بیدادگر جایی

که از پهلوی دل، عاشق در آزار است می دانم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان عواطف عاشقانه و دردهای ناشی از عشق می‌پردازد. شاعر می‌داند که جاذبه و غمزه محبوبش چقدر ارزشمند است و هر توجهی از او برایش بسیار ارزشمند است. او از بیگانگی و جدایی رنج می‌برد و می‌فهمد که عشق و محبت مزایا و معایب خاص خود را دارد. دل او در بیماری عشق به سر می‌برد و او در جستجوی درمانی برای غم‌هایش است. شاعر به حسرت و درد خود از نظر محبوب و بی‌مهری او اشاره می‌کند و از اینکه چقدر عمری را با این احساسات سپری کرده، آگاه است. در نهایت، او از بیدادگری عشق و عذاب‌هایی که از آن می‌کشد، سخن می‌گوید.