شمارهٔ ۶۳۵ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
موسی صفت به داغ ظهور تو سوختیم
نزدیکی و ز آتش دور تو سوختیم
برخاست از میان تو و من حجاب تن
این خرقه را به نذر حضور تو سوختیم
وقت است اگر به جلوه شبم را سحر کنی
عمری، چراغ دیده، به طور تو سوختیم
ای روزگار، عیش و غمت را اثر یکیست
چون شمع، تن به ماتم و سور تو سوختیم
آبی بر آتش دل سوزان نمی زنی
ای ساقی بلا، ز غرور تو سوختیم
با خاکسار خود همه نازی و سرکشی
ای شعله خو، ز طبع غیور تو سوختیم
از من بگو به آن صنم سرگران حزین
خورشید من، ز آتش دور تو سوختیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عشق و احساسات عمیق خود اشاره میکند و نشان میدهد که چگونه به خاطر معشوق خود، از درد و سوختن ناشی از فاصله و جدایی رنج میبرد. او به زیبایی معشوق و اثرات شگرف حضور او بر زندگیاش میپردازد و از عواطف غم و شادمانی که در ارتباط با عشق تجربه کرده، یاد میکند. شاعر احساس میکند که زندگیاش تحت تأثیر معشوقش قرار دارد و به خاطر عشق، روح و جانش را فدای او کرده است.