شمارهٔ ۶۴۱ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
معنی کناره گیرد اگر از میان روم
خالی شود جهان چو برون از جهان روم
درکاروان شوق کسی بی دلیل نیست
دنبال بوی گل سحر از گلستان روم
پیش ره مرا نتواندکسی گرفت
خون دلم که از مژه ی خون فشان روم
بسیار دیده گردش ایام، نخل ما
همراه گل نیامده ام تا خزان روم
مردم ز هجر و دولت وصل تو رو نداد
هستم ز بخت پیر و به حسرت جوان روم
از یاد غیر، آتش غیرت به ما زدی
قربان شیوه های تو نامهربان روم
آمد شد بهار بسی دیدهام حزین
من برگ گل نیم که به باد خزان روم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عاشقانه و غم از جدایی میپردازد. شاعر از دلتنگی و اشتیاق برای وصال معشوق سخن میگوید و به زیباییهای گلی و فصل بهار اشاره میکند. او حس میکند که در غیبت معشوق، جهان خالی و بیمعنا شده و درد دلش مانند خونی است که از چشمانش جاری میشود. همچنین، به مرور زمان و تأثیر آن بر زندگیاش اشاره دارد و از حسرت جوانی و تلخی جدایی و دوری از معشوق میگوید. در نهایت، شاعر احساس میکند که مانند گلی است که در فصل خزان به سر میبرد و نمیتواند از شادیهای بهار بهرهای ببرد.