شمارهٔ ۶۴۸ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نیم صورت پرست، اینجا تماشای دگر دارم
درین آیینه ها آیینه سیمای دگر دارم
نمی گیردکمند الفتم وحشی غزالان را
که مجنونم ولی دامان صحرای دگر دارم
تو درآغوش سرو ای قمری کوته نظر بنشین
که طوق بندگی از سرو بالای دگر دارم
نیم پروانه تا از شمع گردد دیدهام روشن
نهان در پردهٔ دل محفل آرای دگر دارم
حرامم باد احرام ره فقر و فنا بستن
بجز ترک تمنا گر تمنای دگر دارم
نگیرد صورتی، احوالم از روی دل خوبان
من این حیرانی از آیینه سیمای دگر دارم
حزین چون موج از دستم عنان آستین رفته
که در هر دیده از خوناب، دپای دگر دارم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این غزل به تمایلات و احساسات درونی خود میپردازد و از تغییرات درونی و ظاهری خود میگوید. او در آیینه به چهرهای دیگر نگاه میکند و به خودشناسی میرسد. احساساتی چون عشق و جنون را بیان میکند و به تضادهای درونی خود اشاره دارد؛ از یک سو به عشق و زیباییهای دیگران توجه دارد و از سوی دیگر از حسرت و حیرانی رنج میبرد. به زندگی و دوری از خواستهها اشاره میکند و در نهایت به زیباییهای پنهان و عواطفی که دارد، اشاره میکند. غزل حس تنهایی و همچنین حیرت شاعر را در مواجهه با خود و دیگران به تصویر میکشد.