نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۵۸ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

برخیز راه میکده ی عشق سرکنیم

سجّادهٔ ورع، به می ناب تر کنیم

آن سرو سرفراز کجا جلوه می کند؟

تا شکوه ای ز کوتهی بال و پر کنیم

خونابه از تحمّل ما می خورد فلک

زهر زمانه را به مدارا شکر کنیم

چون حلقه، چند در پس در میتوان نشست؟

درهای بسته باز، به آه سحر کنیم

از حد گذشت سختی ایّام و جور یار

آتش شویم و در دل خاری اثر کنیم

از دل غبار توبه، به افیون نمی رود

دلق ورع مگر به شط باده تر کنیم

دریا اگر چه هست در آغوش ما حزین

لب تر ز جوی خویش، چو آب گهر کنیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از زبان عشق و میکده سخن می‌گوید و دعوت به رهایی و شادی می‌کند. او از ضرورت ترک ورع خشک و پذیرش زیبایی‌های عشق و شراب سخن می‌زند. شاعر به این نکته‌ اشاره می‌کند که زمانه سختی‌ها را به ما تحمیل کرده، اما باید با صبر و مدارا از آن عبور کنیم. او همچنین به یأس و ناامیدی اشاره دارد و تأکید می‌کند که توبه و پرهیز با درک عمیق عشق ممکن است. در نهایت، شاعر از دریای غم‌ها می‌گوید و اشاره دارد که باید با پذیرش زندگی و غم، راهی به سوی شادابی بیابیم.