شمارهٔ ۶۵۷ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
کام اگر حاصل از آن لعل می آشام کنیم
خاک درکاسه ی بی مهری ایام کنیم
ای خوش آن توبه که از پنبه ی مینای شراب
تار و پود کفن و جامه ی احرام کنیم
یار بی رحم و فغان بی اثر، اقبال زبون
به چه تدبیر تسلّی، دل ناکام کنیم؟
از شراب نگهت قسمت پیمانهٔ ما
آنقدر نیست که خون در دل ایام کنیم
عمررفت وسفر عشق به آخرنرسید
گریه آغاز، به ناکامی انجام کنیم
بس که سودیم در آزادی از افسوس به هم
نیست بالی که نثار قدم دام کنیم
پیش ما دلشدگان دولت جاوید حزین
صبح عمری ست که در عشق بتی شام کنیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق و ناکامیهای عاشقانه میپردازد. شاعر از لذت و خوشیهای زودگذر صحبت میکند که به مانند شراب، لحظاتی سرخوشی را به ارمغان میآورد، ولی در کنار آن، حسرت و ناامیدی دائمی هم وجود دارد. او به تضاد میان عشق و ناکامی اشاره دارد و از توبه و پشیمانی نسبت به گذشته یاد میکند. در نهایت، شاعر به زندگی و عشق اشاره میکند که علی رغم تمام رنجها و افسوسها، هنوز هم در جستجوی خوشی و آزادی مانده است.