نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۶۴ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چو صنعان مشق سودا می رسانم

شراب عشق ترسا می رسانم

سراغی می دهم از حسن لیلی

که مجنون را به صحرا می رسانم

دربن ره دست دل را از غم عشق

به دامان تمنا می رسانم

منم نسّابهٔ دردانهٔ اشک

نژاد دل، به دریا می رسانم

چو شبنم قطرهٔ خود را ز پستی

به آن خورشید سیما می رسانم

برهمن زادهٔ حسن طلب را

به رهبان کلیسا می رسانم

نژاد کحل نورانی نسب را

به خاک آنکف پا می رسانم

نیفتدگر برون از پردهٔ دل

فغان تا عرش اعلا می رسانم

چو پیراهن، دماغ آشفتگان را

پیامی نکهت آسا می رسانم

شعار تقوی و آیین اسلام

به ناقوس و چلیپا می رسانم

حزین سر رشتهٔ این گفت وگو را

به انفاس مسیحا می رسانم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از طریق ایجاد کنایه‌ها و استعاره‌های زیبا به بیان عشق و آلام دل می‌پردازد. او می‌گوید که عشق را به جان‌های دیگر می‌رساند و اشاره به سراغ حسن لیلی و حال مجنون دارد. دل را از غم عشق رها و به تمنا می‌کشاند. همچنین بیان می‌کند که از درد و اشک خود سخن می‌گوید و نیکویی‌ها و نور را به خورشید می‌رساند. شاعر به ارتباطی میان دین و عشق اشاره دارد و در نهایت، سروده‌هایش را به مسیحا و الگوهای معنوی دیگر متصل می‌کند.