شمارهٔ ۶۷۵ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
گلستان محبت را ز دیرین عندلیبانم
به گوش غنچه گستاخ است گلبانگ پریشانم
اثر در زلف لیلی می کند آشوب زنجیرم
نمک بر زخم مجنون می زند شور بیابانم
سفال چرخ را بخشد طراوت دود آه من
ز جوی شعله های سینه سیراب است ربحانم
ورق گردانی باد بهاران فیضها دارد
که هر دم با جنون تازه ای دست و گریبانم
جدایی دیده ام ای همنشین، حالم چه می پرسی؟
دماغ آشفته ام، خونین دلم، خاطر پریشانم
عجب نبود که مقبول مغان افتد نیاز من
درین دیر کهن دیری ست پیر یا صنم خوانم
لب شکرم که از فیض ستم دارم گل افشانی
گل زخمم که از سیرابی تیغ تو خندانم
نمک پروردهٔ زخم نمایان دل ریشم
به شور عشق افسون می دمد چاک گریبانم
حزین از نوش و نیش کفر و ایمانم چه می پرسی؟
به هر کیشی که فرماید محبّت بنده فرمانم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و احوالات عاشقانه شاعر است. شاعر از درد و اشتیاق خود به محبوب سخن میگوید و به زیباییهای عشق و مجنون بودن اشاره میکند. او احساسات عمیق و آشفتگی درونیاش را به تصویر میکشد و بیان میکند که باوجود جدایی و رنج، هنوز به محبت و زیبایی عشق معتقد است. شاعر همچنین به تضادهای عشق، از جمله شادی و غم، اشاره میکند و نشان میدهد که در هر شرایطی آماده است تا به عشق و محبت پاسخ دهد. به طور کلی، متن حاکی از احساسات شدید و پیچیده عاشقانه است.