نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۸۲ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از بس غبار حسرت دیدار داشتم

چشمی به رنگ رخنهٔ دیوار داشتم

آتش زدند مغبچگانش به میکده

یک خرقه وار، رشتهٔ زنّار داشتم

شاید غرور سبحه ام از دل برون رود

ساغر به دست، بر سر بازار داشتم

از حیرت جمال تو ای برق خانه سوز

آیینه وار، پشت به دیوار داشتم

هرگز برون ز چاه نمی آمدم حزین

گر من خبر ز ناز خریدار داشتم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر دلتنگی و حسرت شاعر است. او از چشمی به رنگ دیوار سخن می‌گوید که نشان‌دهنده دردی عمیق است. مغبچگان به میخانه‌اش آتش زده‌اند و او در اندیشه‌ی افکار خود غرق است. از زیبایی معشوقش حیرت‌زده است و به نوعی خود را در آیینه می‌بیند. در انتها، شاعر می‌گوید که اگر از محبت و توجه معشوقش خبر داشت، هرگز از این چاه درد و رنج خارج نمی‌شد.