نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۸۸ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

جزای دوستی از شعله رخساران غمی دارم

به رنگ لاله بر دل، داغ دشمن مرهمی دارم

عجب نبود اگر باشد ز جا جنبیدنم مشکل

که من بر دوش خود چون خاک، بار عالمی دارم

نگاه از بس شهید تیغ هجران است در چشمم

ز هر مژگان خون آغشته، نخل ماتمی دارم

نپرسید آن تغافل پیشه، احوال مرا گاهی

به خاطر حسرت بسیاری و صبر کمی دارم

به عاشق می شود از عشق، راز عالمی روشن

نهان در آستین از داغ او جام جمی دارم

تراوش می کند از خاک من کیفیت عشقی

سفال کهنه ام، از بادهٔ دیرین نمی دارم

حزین از مردم عالم، نمی بینم وفاداری

به عالم مردمی چشم از غبار مقدمی دارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر درد و غم ناشی از دوستی و جدایی را به تصویر می‌کشد. او به عشق و احساسات عمیق خود اشاره می‌کند و از داغ دشمنی و ناکامی‌هایش می‌سوزد. احساس خستگی و بار سنگینی که بر دوش دارد، به وضوح در کلماتش نمایان است. شاعر، نگاهش را به دنیای پر از وفاداری و صداقت معطوف می‌کند و از نداشتن این ویژگی‌ها در مردم گلایه می‌کند. او در عین حال به رازهای عشق و تاثیر عمیق آن بر وجودش اشاره کرده و از عشق به عنوان منبعی پرمعنا یاد می‌کند. در نهایت، احساس تنهایی و حسرت‌هایش را به تصویر می‌کشد.