نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۹ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چو لاله با چمن حسن و عشق، خوست مرا

می مجاز و حقیقت به یک سبوست مرا

ز نکهت نفسم می‌دمد بهار، که دل

ز داغ عشق تو چون نافه مشکبوست مرا

به گرد بام و درم دیر و کعبه می‌گردد

از آن زمان که به درگاه عشق، روست مرا

ز خود تهی شده‌ام چون نی و ز ناله پرم

خروش درد تو پیچیده در گلوست مرا

عقیق صبر، زبانم به کام حسرت سوخت

مکیدن لب لعل تو، آرزوست مرا

گدای عشقم و ناید فرو به مهر سرم

می چو آتش سوزنده در سبوست مرا

به راه صبح ندارم چراغ دیده، حزین

که داغ بر جگر و سینه بی‌رفوست مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعر نشان‌دهنده عواطف عمیق و عشق سوزان اوست. او با استفاده از تصاویر زیبا مانند لاله، چمن و می، احساساتش را بیان می‌کند. عشق او مانند بویی خوش بهار او را سرشار از احساسات کرده و او را به دور از خود و درگیر دردها کرده است. او به شدت مشتاق وصال محبوبش است و خود را در کمال فراق و حسرت می‌بیند. او از بی‌نوا بودن و آتش سوزنده عشقش سخن می‌گوید، و در نهایت به ناامیدی در مسیر عشقش اشاره می‌کند.