شمارهٔ ۶۹۶ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
اشک کبابم، از دل سوزان فروچکم
خون دلم، ز دیدهٔ گریان فروچکم
تا گوهرم طراز کلاه و کمر شود
از ابر تیغ بر سر میدان فروچکم
آن اشک حسرتم که ز صبرم گذشته کار
از دل برآیم و به گریبان فروچکم
سیر نزولیم، به هوس می زند صلا
از ابر دل به دامن مژگان فروچکم
نتوان گذاشت تشنه لبان را در انتظار
از بحر خیزم و به بیابان فروچکم
رنگین کرشمه ام ز نگاه ستمگران
مرهم بهای زخم شهیدان فروچکم
تا آبیاری گل و ریحان کنم حزین
چون نغمهٔ تر، از لب مرغان فروچکم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از درد و رنج عاطفی خود میگوید. او با اشکی سوزان و دلنوشتههایی از غم و حسرت، احساسات سرکش خود را توصیف میکند. او به تشنگی روحی و انتظار طولانیاش اشاره میکند و ابراز میدارد که نمیتواند تشنهلبان را در انتظار بگذارد. همچنین به زیبایی و لطافت احساساتش در مقابل ظلم و ستم اشاره میکند و خواستار جان بخشیدن به گلها و ریحانهاست تا شادی و سرزندگی را به زندگیش بازگرداند. در کل، شعر نمایانگر احساسات عمیق و کشمکشهای درونی شاعر است.