نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۹۷ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

دو روزی کز قضا بایست با این کاروان باشم

مرا کم قیمتی نگذاشت بر طبعی گران باشم

به قید سخت رویانم، ملایم طینتی دارم

چو مغز از چرب و نرمی در شکنج استخوان باشم

در آب و گل نشاند از باغ جان، قدسی نهالم را

فلک می خواست چون گل دست فرسودِ خزان باشم

سر تسلیم و خاک عجز و آداب رضاجویی

اگر باید که دور از کوی آن آرام جان باشم

درین غربت به افسونهای مهر آشنارویان

اگر بندم دلی، از بی وفایان جهان باشم

نیندازم به فرش سنبل و گل، طرح آسایش

درین بستان سرا، هم مشرب آب روان باشم

نمی باشم زیان خواه کسی چون شمع در محفل

اگر باشم، زیان خویش و سود دیگران باشم

ز همراهان ندارم بار منّت یک سر سوزن

درین وادی چه افتاده ست،از خواری کشان باشم؟

دلم رنجد حزین ازگفتگوی صورت آرایان

اگر سنجد لب معنی، حدیثی ترجمان باشم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به احساس غربت و تنهایی خود می‌پردازد و از ناپایداری زندگی و دشواری‌های آن سخن می‌گوید. او به زیبایی‌های دنیا و فراموشی خویش در میان مردم اشاره می‌کند و در عین حال، از نازکی و لطافت روح خود در مقابل سختی‌های زندگی یاد می‌کند. شاعر به تسلیم شدن و پذیرش وضع موجود اشاره دارد و می‌گوید که در این دنیا باید با عجز و ادب به زندگی ادامه داد. او همچنین به بی‌وفایی انسان‌ها و درد دلش از این موضوع اشاره می‌کند و در نهایت، از حسادتی که در میان مردم وجود دارد، ابراز نارضایتی می‌کند. در کل، شعر بیانگر درگیری‌های قلبی و روحی شاعر در رویارویی با دنیای مادی و روابط انسانی است.