نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۰۰ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به دست آمد مرا تا زلف او، تدبیرها کردم

ز دوری تا به یادش آمدم شبگیرها کردم

به سنگ آمد خدنگ نالهٔ من از دل سختش

به خارا گر ز آه آتشین تأثیرها کردم

سواد خامهٔ من صرف این غافل نهادان شد

جواهر سرمه ای در چشم این تصویرها کردم

شکار زهد در فتراک سعی آسان نمی آید

کمند سبحه را در گردن تزویرها کردم

تن خارا نهادم، تیغ را داندانه می سازد

چها از سخت جانی با دم شمشیرها کردم

چو دیدم بر نمی تابد رخ من گرد درها را

غبار آستان خویش را اکسیرها کردم

حزین از مستی غفلت کشیدم جام هشیاری

پریشان خوابی اعمال را تعبیرها کردم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعر به بیان احساسات عمیق عشق و درد ناشی از دوری از معشوق می‌پردازد. شاعر برای به‌دست آوردن توجه معشوق از تدبیر و تلاش‌های فراوان استفاده کرده و به خاطر دوری او شب‌ها را بیدار مانده است. او به ناله و آه می‌پردازد و حتی خواسته‌های قلبش را به سنگ سخت تحمیل می‌کند. همچنین شاعر به تصویر کردن عشق و آرزوهای خود با قلمش اشاره می‌کند و بیان می‌کند که تلاش برای نزدیک شدن به معشوق آسان نیست. او همچنین نسبت به ناامیدی‌ها و سردی‌ها در روابط عاطفی خود اعتراض می‌کند و در نهایت، با اشاره به مستی و غفلت از زندگی، به تعبیر خواب‌های خود می‌پردازد. این شعر به طور کلی نمایشی از عشق عمیق و رنج‌های ناشی از آن است.