شمارهٔ ۷۰۹ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز بستر تا به کی پهلو پی تسکین بگردانم
خوشا روزی کزین محنت سرا بالین بگردانم
ندارد حاصلی، دیدیم فصل زندگانی را
چوگل تا چند اوراق دل خونین بگردانم؟
در آتش افکنم از باده، کشکول گدایی را
به درها تا به کی این کاسهٔ چوبین بگردانم؟
ز مستوری پریشان خاطرم کو شور رسوایی
که دل در شهر بند طرّهٔ مشکین بگردانم؟
حزین در خرقهٔ سالوس آتش می زنم، تاکی
به امّید خریداران متاع دین بگردانم؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از رنج و درد زندگی صحبت میکند و به بیحاصلی آن اشاره میکند. او مدام در جستجوی آرامش و تسکین است، اما نمیداند تا کی میتواند این تلاش را ادامه دهد. او از بیمعنی بودن زندگی و سختیهای آن گله میکند و به نوعی خواستار شور و هیجان جدیدی است تا بتواند از حال و روز غمانگیز خود رهایی یابد. همچنین او به نقد جامعه و ریاکاری دینداران میپردازد و به این فکر میکند که تا کی باید در این شرایط ادامه دهد و امیدوار باشد که روزی تغییر کند.