شمارهٔ ۷۱۱ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دست بر دل کی درین وحشت سرا می داشتم؟
برق می گشتم اگر نیروی پا می داشتم
درد را یاران به منّت بر دل ما می نهند
آه اگر زین سفلگان چشم دوا می داشتم
گر امید التفاتی بود از خاک رهش
دیده را در مقدم باد صبا می داشتم
گر به کار من نمی افتاد از منّت گره
دل به پیش ناخن مشکل گشا می داشتم
از دلش بیگانگی را محو می کردم حزین
راه حرفی گر به آن دیر آشنا می داشتم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر احساسات عمیق و دردناک شاعر را بیان میکند. شاعر در دل خود احساس وحشت و تنهایی میکند و آرزوی دلیلی برای خوشحالی و آرامش دارد. او به یاران خود اشاره میکند که درد او را میفهمند اما کمکی نمیکنند. همچنین، او آرزو دارد که اگر از محبوبش توجهی دریافت میکرد، میتوانست به آرامش برسد. شاعر از بیگانگی و دوری از محبوبش نیز گله دارد و اگر فرصتی برای ابراز احساساتش داشت، این دوری را از بین میبرد. به طور کلی، این شعر نمایانگر longing و آرزوی ارتباط عمیقتر با معشوق است.