نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۱۷ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

زمین و آسمان بیهوده می پیمود آوازم

شکستم نغمه را در سینه و آسود آوازم

نوآموز نواسازی نیم چون قمری و بلبل

زبور عشق می سنجید با داوود، آوازم

پریشان کرده مو، در ماتم خاموشیم مجنون

دماغ آشفتگان را همدم دل بود آوازم

نفس در سینه ام گر نیست، داد از دست دل دارم

که از بیهوده نالی های خود فرسود آوازم

به این افسرده حالی باد دامان زبانم بین

ز مغز دوزخ آشامان برآرد دود آوازم

نشانیده ست دل را غم، به خاک تیره بختی ها

چو میل سرمه می خیزد غبارآلود آوازم

پوشیده دارم ناله خود را ز ناسنجیدگان

گرت گوشی ست اینک زیر لب موجود آوازم

حجاب عشق دارد در شمار دور گردانم

وگرنه می رسد تا منزل مقصود آوازم

مرا از سینه می جوشد خروشی از دل دریا

کجا از بستن لب می شود مسدود آوازم

حزین از ناله ام هر چند بوی درد می آید

اسیران قفس را می کند خشنود آوازم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات پرتنش و عمیق شاعر می‌پردازد که از ناتوانی در ابراز احساساتش رنج می‌برد. او از صدای درون خود می‌گوید که با وجود تلاش برای نواختن نغمه‌ای زیبا، احساس می‌کند که نغمه‌اش شکسته و بی‌فایده است. شاعر خود را در یک حالت افسردگی و ناامیدی توصیف می‌کند و به غم و درد عشقی که در دل دارد، اشاره می‌کند. او به ارتباط موسیقی و عشق پرداخته و بیان می‌کند که عشق حقیقی مانند یک سفر است که ممکن است به مقصدی نرسد. در نهایت، او حتی در روزگار سخت و غم‌انگیز، صدای دلش را به صورت زبانی ابراز می‌کند که می‌تواند دیگران را نیز تحت تأثیر قرار دهد، حتی اگر خود به درد و غصه گرفتار باشد.