شمارهٔ ۷۱۹ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
عمارت برنمیتابم، ملامتخانهٔ عشقم
نمیخواهد کسی آبادیم، ویرانهٔ عشقم
ز داغ سینه دارم لالهزاری در کنار خود
ز سوز دل سمندر ساز آتشخانهٔ عشقم
پس از مرگ از زمین مرقدم مردم گیا روید
مرا هرگز نسازد خاک پنهان، دانهٔ عشقم
قدم گر میکشد اشک از برم، سیلاب میآید
خرابی میکند تعمیر من، کاشانهٔ عشقم
بدایت نیست سیرم را، نهایت نیست شوقم را
مپرس آغاز و انجام مرا افسانهٔ عشقم
گناه من چه باشد وز ثواب من چه میآید
قلم در کش بد و نیک مرا، دیوانهٔ عشقم
حزین از نشئه سر جوش معنی نیستم خالی
تهی هرگز نمیگردم ز می، میخانهٔ عشقم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر شاعرانه، به بیان احساسات عمیق و عشق دردناک میپردازد. شاعر از ناتوانی در تحمل ملامتها و انتقادات صحبت میکند و عشق را به عنوان ویرانهای توصیف میکند که هیچ کس نمیتواند آن را آباد کند. او از داغی که در دل دارد و آتش سوزان عشقی که در وجودش میسوزد، سخن میگوید. همچنین، شاعر میگوید که پس از مرگش، عشقش را خاک پنهان نخواهد کرد و هرگاه اشک میریزد، آبادی و امید او از بین میرود. او در پایان به بیپایانی عشق و شوق خود اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که عشقش نه خوبی میزند و نه بدی، و او هرگز از می عشق خالی نخواهد ماند.