شمارهٔ ۷۲۵ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از شام هجر منّت دیدار می کشم
از خواب ناز دولت بیدار می کشم
تا کی خورم ز عقل سیه کاسه خون دل؟
مستانه یک دو ساغر سرشار می کشم
یک چند می کنم گرو باده رخت خویش
تا چند بار جبّه و دستار می کشم؟
برده ست حسن ساده آزادگی دلم
بهر چه ناز سبحه و زنار می کشم
بر دوش از خمار سرم بار می شود
تا پا ز آستانهٔ خمّار می کشم
جایی به از چمن نبود میگسار را
دامان تر چو ابر به گلزار می کشم
صد زخم می خورد رگ جان چون قلم حزین
تا گوهری به رشته گفتار می کشم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از درد و حسرت هجران معشوق سخن میگوید و به حالتی از بیتابی و خمار اشاره میکند. او از غم و اندوه خود میگوید و به consume (مصرف) باده و شراب میپردازد تا بتواند بر غمهایش غلبه کند. شاعر همچنین به آزادگی و حسن معشوق خود اشاره میکند و میگوید که این محبت و زیبایی دلش را در بند کرده است. او به دنبال راهی برای رهایی از رنجها و رسیدن به سرور و شادی است و در نهایت بیان میکند که با وجود زخمهای عمیق بر جانش، تلاش میکند تا از طریق هنر و کلام، گوهری را بیابد.