نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۲۷ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

محیط گوهری از اشک طوفان زای خود دارم

رگ نیسانی از مژگان خون پالای خود دارم

غبار سینه ام بر شور محشر دامن افشاند

دل دیوانه ای در دامن صحرای خود دارم

بیار ای دیده، لعلی باده اشکی اگر داری

درین گلگشت مهتابی که از سیمای خود دارم

مرا آوارهٔ درها نکرد از گوشهٔ عزلت

چه، منّتها که بر سر در جهان از پای خود دارم

حزین از هر دو عالم فکر دل، بیگانه ام دارد

سر شوریده ای در دامن صحرای خود دارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از احساسات عمیق و دردهای درونی خود صحبت می‌کند. او به زیبایی و لطافت معانی اشاره می‌کند و از اشک‌ها و غم‌های خود به عنوان بخشی از وجودش یاد می‌کند. شاعر به وجود دل دیوانه‌ای در خود اشاره کرده و از زندگی آواره و تنهایی‌اش می‌گوید. او در جست و جوی خوشی و آرامش از طریق عشق و زیبایی است و در نهایت، به احساس عمیق تنهایی و بیگانگی خود با دنیا اشاره می‌کند. این شعر به صورت کلی بیانگر تضادهای عاطفی و جستجوی هویت و آرامش در دنیای پر آشوب است.