شمارهٔ ۷۳۳ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز چشمم آستین بردار تا سیل دمان ریزم
جگر پرگاله ها از دیده های خونفشان ریزم
همان از طبع همّت پیشه دارم شرمساری ها
اگر نقد بهاران را به دامان خزان ریزم
نیارم پای کم ، با ناتوانان از قوی دستان
ز غیرت مشت خاک خود به چشم آسمان ریزم
شود سرسبزی نخل وفا، روز وصال او
من این اشکی که در هجران آن نامهربان ریزم
به عمر جاودان پی برده ام از همّت ساقی
شراب خضر در جام سکندر، رایگان ریزم
حزین از باده ای مستم که رقصد هرکف خاکش
اگر ته جرعه ای، بر دخمهٔ کاووسیان ریزم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از احساسات شدید خود نسبت به مسائلی نظیر عشق و فراق صحبت میکند. او با استعارههایی از سیل و خون، غم و اندوهش را بیان میکند و به شرمساری خود در برابر همت و تلاشش اشاره میکند. شاعر به قوی بودن خود در مواجهه با ناتوانان تأکید دارد و از عشق به معشوقهاش صحبت میکند که باعث سرسبزی و شادابی او میشود. او همچنین به ارزش جاودانگی و اهمیت شراب عشق و شادی اشاره میکند و در نهایت از حال مستی و رقص احساساتش سخن میگوید.