نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۳۶ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

لب عرض شکوه خامش نه ز بیم غیر دارم

ز تو بی وفا ستمگر چه امید خیر دارم

من کعبه رانده را دل به کجا فروشد آیا؟

نه لیاقت برهمن نه سزای دیر دارم

همه جا روم ولیکن ننهم برون ز دل پای

قدمی چو نقطه بر جا قدمی به سیر دارم

دل من ز نور احمد به چراغ طور خندد

نه قفای طلحه گیرم نه سر زبیر دارم

سر سدره برفرازد ز حزین نیم بسمل

هله عرشیان که از دل پر و بال طیر دارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به احساس تنهایی و ناامیدی خود اشاره می‌کند. او از اینکه به کسی نمی‌تواند اعتماد کند و امیدی به وفا ندارد، گله‌مند است. همچنین به بی‌لیاقتی و احساس رانده شدن از کعبه اشاره می‌کند و می‌گوید که به هیچ‌کجا تعلق ندارد. دلش به نور پیامبر (احمد) نورانی شده و در جست‌وجوی معنای عمیق‌تری است. او با تصاویری از زیبایی و پرواز، ابراز می‌کند که در عین جست‌وجو و سفر، همچنان در دلش پایدار است. در نهایت، شاعر به آسمانی‌ها (عرشیان) که از وجود او آگاهند، فراخوان می‌دهد و به احساسات عمیق درونی‌اش اشاره می‌کند.