شمارهٔ ۷۳۵ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)
دل به آب خضر و عمر جاودان نسپرده ایم
جز به خاک آستانت نقد جان نسپرده ایم
حاش لله گل کند بوی شکایت از لبم
ما وفاداری به آن نامهربان نسپرده ایم
در حریم آشنایی جان و دل بیگانه اند
راز پنهان را به این نامحرمان نسپرده ایم
می خلد از نیشتر افزون رگ غفلت به دل
نبض آگاهی به این خواب گران نسپرده ایم
آرزوی جنت از کوی تو ما را ره نزد
درکف اندیشهٔ باطل، عنان، نسپرده ایم
دوری از حد رفت، رحمی بر دل زار حزین
اینقدرها، ما به خود تاب و توان نسپرده ایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق و وفاداری به معشوق است. شاعر به این موضوع اشاره میکند که ارزش زندگی را در عشق و devotion به محبوب میبیند و معتقد است که چیزی جز جان خود را برای او نگذاشتهاند. او از وفاداری خود به عشق سخن میگوید و اینکه مشکلات و غفلتهای زندگی را نادیده گرفته و تنها به عشقش اهمیت دادهاند. همچنین از دوری و رنج ناشی از جدایی و انتظار مینالد و میگوید که تاب و تحملش محدود است. در کل، این شعر نشاندهنده تعهد و احساس عمیق شاعر نسبت به محبوبش است.