نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۴۹ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

خودی بردار از پیش نظر حسن دلارا بین

بکش بر چشم خواب آلود دست، آن چشم شهلا بین

نمی سوزد دلم بر حال دل، مستی تماشا کن

نمی سازد سرم با شور سودا، شور سودا بین

ز بیدادش نکردم شیوه ای، سیر تحمّل کن

ز هجرانش ندارم شکوه ای جان شکیبا بین

برآ یکشب ز منزل ماه مشتاقان تماشا کن

پریشان یک جهان شوریده و یک شهر شیدا بین

به دشت سینه ام گشتی بزن، دیر مغان بنگر

به فریاد دلم گوشی بکن، ناقوس ترسا بین

گذر بر سینه چاکم فکن گلگشت صحرا کن

قدم بگذار بر چشم ترم، آشوب دریا بین

به رنگین جلوه نازی طلسم هستیم بشکن

درین یک مشت گل چندین هزار آشوب و غوغا بین

نظر بر کشتگانش نیست چشم مست را بنگر

خبر از خستگانش نیست حسن بی محابا بین

غمش در هر سر کویی به خون غلتیده ای دارد

خبر از حسن بی پروا ندارد یار، پروا بین

اگر خواهی بدانی قدر کوی نیکنامی را

حزین را در خرابات محبت مست و رسوا بین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف عشق و زیبایی می‌پردازد و احساسات عمیق خود را نسبت به معشوقش ابراز می‌کند. او از دل‌تنگی و شوق دیدار معشوق سخن می‌گوید و چشم‌های معشوق را با زیبایی‌های طبیعی مقایسه می‌کند. شاعر به حال غم‌انگیز دل و شور و شیدایی خود اشاره می‌کند و در عین حال از غم فقدان معشوق می‌گوید. او به تحمل درد و رنج عشق اشاره کرده و از زیبایی‌های عشق و حال و هوای زمانه می‌گوید. در نهایت، شاعر را به نوشیدن می و مستی از عشق توصیه می‌کند و به نشان دادن ارزش عشق و عاشقی تاکید دارد.