شمارهٔ ۷۵۴ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
گلگونهٔ بهار است خوناب دیدهٔ من
گل در خزان ندارد رنگ پریدهٔ من
حیرتگه نگاهم، آیینه دار لیلی ست
مجنون وادی اوست هوش رمیدهٔ من
عشق تو خرمی داد، گلگشت خاطرم را
سرو چمن طراز است، آه کشیدهٔ من
پرواز ناتوانی، غیر از تپیدنی نیست
دام و قفس نخواهد بال بریده ی من
تو در جفا حریصی، من در وفا تمامم
زیبد به دامن تو، خون چکیدهٔ من
نومیدی است پایان، شام غم حزین را
از دیدهٔ سفید است، صبح دمیدهٔ من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق و کنایههای عاشقانه است. شاعر به بهار اشاره میکند و از گلهایی که در خزان رنگ پریدهاند میگوید، نشاندهنده غم و ناامیدی خود است. عشقش را به عنوان منبع شادی و سرزندگی یاد میکند که خاطراتش را پر میکند. او از جدایی و ناتوانی پرواز شکایت دارد و احساس میکند که در دام عشق گرفتار شده است. همچنین، او به تضاد میان جفا و وفا اشاره میکند و در نهایت، از ناامیدی و غم خود در برابر صبحی روشن سخن میگوید، شاید نشانهای از امیدواری به آینده بهتر باشد.