شمارهٔ ۷۵۰ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
نیست دل را هوس دل شکنی بهتر ازین
صنمی را نبود برهمنی بهتر ازین
طرفه دستی ست غمت را به خراش جگرم
تیشه سعی نزد کوهکنی، بهتر ازین
جز حدیث لب لعلت به زبانم نگذشت
چه کنم یاد ندارم سخنی بهتر ازین
غوطه درخون خود از فرق زند تا به قدم
به شهید تو نزیبد کفنی بهتر ازین
دلم از خانهٔ آیینه صفا تاب تر است
یوسف حسن ندارد وطنی بهتر ازین
دل و یاد تو به هم الفت خاصی دارند
نیست در کوی وفا انجمنی بهتر ازین
سرو قد، سبزه خط و لاله رخ و غنچه دهن
کشور حسن ندارد چمنی بهتر ازین
به دعای تو مرا دست نیاز است بلند
چه برآید زکف همچو منی بهتر ازین؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و درد دل شاعر است. شاعر به شدت عاشق است و به عشق خود اشاره دارد که هیچ چیز نمیتواند جای آن را بگیرد. او از دلشکنی و درد غم سخن میگوید و اعلام میکند که هیچ زیبایی و خوشایندی نسبت به معشوقش وجود ندارد. احساسات او به قدری عمیق است که حتی وقتی در خون خود غوطهور است، مرگ نیز نمیتواند برایش مطلوبتر از این عشق باشد. شاعر به زیبایی معشوقش اشاره میکند و ابراز میدارد که انسانها و دنیای اطرافش هیچ سنخی ندارد. این عشق و یاد معشوق به او نیرو میدهد و او احساس میکند هیچ چیزی نمیتواند این عشق را کاهش دهد. در نهایت، شاعر از معشوق خود درخواست دعا دارد چرا که احساس میکند به کمک او نیازمند است.