شمارهٔ ۷۵۵ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مستفعلن فع مستفعلن فع (متقارب مثمن اثلم)
دیدی چهاکرد، غم با دل من؟
رسوا دل من، شیدا دل من
نور جمالت، شمع تجلی
تن کوه طور و موسی دل من
از خاطرم برد یاد تو تنگی
در خانه دارد، صحرا دل من
دارد تماشا خوش با تو سودا
خارا دل تو، مینا دل من
گرکافرم گفت زاهد، و گر مست
از کس ندارد پروا دل من
کرده ست جانان در جان تجلّی
در قطره دارد، دریا دل من
روز ازل سوخت داغت حزین را
آتش تو بودی، سینا دل من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از تاثیرات عمیق عشق و غم بر دل خود سخن میگوید. او به زیبایی چهره محبوبش اشاره میکند که مانند شمعی درخشنده است و دل شیدای او را متأثر میسازد. شاعر همچنین از خاطرات و احساساتش نسبت به محبوبش و تلاش برای فراموش کردن درد و اشتیاقش میگوید. در نهایت، او به وجود قدرت عشق و زیبایی اشاره میکند که در دلش آتش میافروزد و او را به خود مشغول نگه میدارد. این شعر نشاندهنده عواطف عمیق و پیوندهای روحی ناشی از عشق است.