نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۵۶ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

این لاله نیست بر سر مشت غبار من

گل کرده است داغ کسی از مزار من

پیرانه سر ز کلک من آید نوای عشق

منقار بلبل است نی رعشه دار من

ای خفتگان خاک، بشارت که می دمد

صبح قیامت از نفس بی غبار من

مژگان ز گریه ریخت وگرنه درین بهار

می ریخت پارهٔ جگری در کنار من

روز حساب می رسد ای زلف کج حساب

آشفته تر ازین نکنی روزگار من

شکرت چه گویم ای مژه های دراز دست

نگذاشتی به دست کسی اختیار من

عمرم گذشت و یار نیامد به سر حزین

آه از تپیدن دل امّیدوار من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره احساسات عمیق و غمناک شاعر است. شاعر با اشاره به اینکه داغ یک عزیز از دست رفته همچنان در دل او باقیست، به توصیف عشق و اشتیاق می‌پردازد. او از خواب‌آلودگی مردم و آمدن روز قیامت سخن می‌گوید و بیان می‌کند که دلتنگی و تپش قلب او به خاطر عدم حضور یار، روزگارش را آشفته کرده است. شاعر همچنین به زیبایی و جذابیت چشمان معشوقش اشاره می‌کند که بر احساسات او تأثیر می‌گذارد و سرانجام از گذر عمر و عدم رسیدن یار به او ناامید است.