شمارهٔ ۷۵۷ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نمودی جلوه ای شیرین شمایل در خیال من
حنای پای گلگونت شود، خون حلال من
گرانی می کشد از تار کاکل، سرو ناز تو
نداری طاقت بار دلی، نازک نهال من
به این ضعفی که نتوانم نمودن راست، قامت را
کشیدی بر سرم تیغ جفا، ابرو هلال من
زتیغت بسمل من زخم دیگر آرزو دارد
هلاک خویت ای بیدادگر، رحمی به حال من
تنم دل شد، دل من جان، بنازم همّتت ساقی
به یک پیمانهٔ می، جام جم کردی سفال من
نمی یابد به جنت عاشق از قید غم آزادی
نمی گردد زگلشن شاد، مرغ بسته بال من
حزین چون غنچه برلب می زنم مهرخموشی را
مبادا در دلش رحم آورد عرض ملال من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساسات عمیق عاشقانه و دردهایی است که عشق به همراه دارد. شاعر از جلوههای زیبای محبوب خود سخن میگوید و به عواطف و رنجهایش در این روابط اشاره میکند. او از قدرت و ظرافت محبوبش میگوید که دل او را میسوزاند و او را در رنج نگه میدارد. همچنین، این شعر به غم و حسرت عاشق اشاره دارد و نشان میدهد که چگونه عشق میتواند انسان را به حالتی ناتوان و زخمخورده درآورد. بهطور کلی، این اثر بیانگر ترکیبی از زیبایی و درد عشق است.