شمارهٔ ۷۶۵ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مستفعلن فع مستفعلن فع (متقارب مثمن اثلم)
جانا میاموز، فارغ نشستن
باید دلی را از غمزه خستن
بگذار ربزد آزادی اش خون
صیدی که آموخت از دام جستن
در وادی عشق گام نخست است
از جان گذشتن، از جسم رستن
چون سبحه گیرم بر کف؟ که ننگ است
آلودگان را، زنار بستن
در راه عشقت کار حزین است
از خویش رفتن بیخود نشستن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به اهمیت یادگیری عشق و رهایی از غمها اشاره میکند. او میگوید که باید دل را از نگرانیها آزاد کرد و از بندهای دنیا رها شد. عشق اولین گام در این مسیر است و باید از خود گذشت تا به حقیقت عشق دست یافت. در این راه، وابستگی به دنیا و متعلقات آن ننگین است و انسان باید به دنبال خویش رفتن و خود را از دستیابی به عشق حقیقی آزاد کند.