شمارهٔ ۷۶۰ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
تا هوا ابر است ساقی، باده ای در شیشه کن
قدر فرصت را بدان، از آسمان اندیشه کن
خون مشرب باش، یکسان جوش زن با خار و گل
نخل خوش پیوند شو، در هر زمینی ریشه کن
شاهدِ مِی می رسد آگاه گردان هوش را
نشتری از نغمه در کار رگ اندیشه کن
مشت گل باشد دل بی عشق زاهد در بغل
دل اگر می بایدت بی درد ! عاشق پیشه کن
دست زن در دامن مژگان بی باکی حزین
بیستونی چون دلت دادند، فکر تیشه کن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از ساقی میخواهد که فرصت را غنیمت شمارد و زندگی را با لذت تجربه کند. او به این نکته اشاره میکند که باید مانند گل و خار در زندگی با شادی و غم در کنار هم وجود داشت. شاعر بر اهمیت عشق تأکید میکند و میگوید که دل بدون عشق مانند گلی بیبو است. در نهایت، او به این اشاره دارد که برای دستیابی به عشق و شادی، باید شجاع بود و از فرصتها بهره برد.