شمارهٔ ۷۸ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
دل دریا گهر، سرمایه بخشید ابر مژگان را
نماند حسرتی در یاد، مهمان کریمان را
نسیم آشنا کو، تا ز گل بی پرده تر گردم؟
نهم چون غنچه تا کی در بغل چاک گریبان را؟
نمک پروردهٔ عشق است، آه سینه پردازم
فغان من، دو بالا می کند، شور بیابان را
فریب وعدهٔ وصلی که نقصان لبش گردد
چه از سرمایه کم سازد، دل حسرت فراوان را
می نازی که چشم از ساغر دیدار او می زد
خمارش می کشد خمیازه بر آغوش، مژگان را
ز شادی بسته می گردد، زبان شکوه آلودم
تبسّم گر به زخمم بشکند مُهر نمکدان را
حزین از محرمان بی ادب غیر از سر زلفش
که می گوید به او حال منِ خاطر پریشان را؟
حزین از محرمان بی ادب غیر از سر زلفش
که می گوید به او حال منِ خاطر پریشان را؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در وصف عشق و احساسات پرشور و در عین حال غمانگیز شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از دل دریا و زیباییهای طبیعی سخن میگوید و به عشق و غمهای ناشی از آن اشاره میکند. او از حسرت و اشتیاق خود نسبت به معشوق میگوید و بر دردهایش میافزاید. در اینجا، معشوق به عنوان منبع شادی و در عین حال مسبب غم مطرح شده است. شاعر از عشق و زیبایی معشوقش و تاثیر آن بر دل و جانش سخن میگوید و به نوعی دلتنگی و احساس ناامیدی خود را بیان میکند. در نهایت، او از وضعیتی میگوید که زبانش از شادی بسته شده و به تنهایی و پریشانی خاطرش اشاره دارد.