شمارهٔ ۷۸۲ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای آب خضر، سایهٔ سرو روان تو
آتش به جان، گل از رخ چون ارغوان تو
محو سبک عنان مژه کافرت شوم
رنگین نشد به خون دو عالم سنان تو
باشد به رنگ جوشش پروانه، گرد شمع
دلها به دام طرهٔ عنبرفشان تو
در عشق، تیر بال هما بود بر سرم
هرگز نداشتم غم جان را به جان تو
گرد خط تو برد قرار از دل حزین
این بود، جوش فتنهٔ آخر زمان تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر با تصاویری زیبا و شاعرانه عشق و محبت را به تصویر میکشد. شاعر از زیباییها و جذابیتهای معشوقش میگوید و به تأثیر عمیق او بر روح و دل خود اشاره میکند. او بیان میکند که در عشقش به معشوق شعلهای سوزان دارد و هیچ غمی جز عشق او وجود ندارد. همچنین، اشاره به خط و طره معشوق، یادآور جذابیت و تسلط او بر دلهای عاشقان است، و همه اینها تحت تأثیر زمان و موقعیت اجتماعی و فرهنگی قرار دارد.