شمارهٔ ۷۸۵ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
هدف سینه ز من، ناوک مژگان از تو
سخت جانی ز من و سستی پیمان ازتو
کرد روزی که قضا، شادی و غم را قسمت
چشم خونبار ز ما شد، لب خندان از تو
گبر دیرینهٔ عشقم به حرم کارم نیست
دارم آتشکدهای در دل سوزان از تو
سر و سامان نثار تو کدام است مرا؟
در کفم چیست بگو، جان ز تو ایمان از تو
بوبت از غنچه پنهان ندمیده ست ولی
شوری افتاده به مرغان گلستان از تو
تو و مستوری حسن و من و رسوایی عشق
سینهٔ چاک ز من، عشوهٔ پنهان از تو
دل ناقوس فغانت چه خروشید حزین ؟
که خراشید دل گبر و مسلمان از تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بر احساسات عاشقانه و دردهای جدایی تمرکز دارد. شاعر از نفوذ و تأثیر عمیق معشوق بر خود سخن میگوید. او به تضاد میان شادی و غم اشاره میکند و از آتش عشق در دل که بر افروخته است، صحبت میکند. شاعر به زیباییهای معشوق و نیز رسوایی عشق اشاره دارد. در نهایت، او از فریاد دل و تأثیر آن بر دیگران، اعم از گبر و مسلمان، سخن میگوید، نشاندهندهی عمق احساسات و تأثیر عشق بر جهان پیرامونش.