شمارهٔ ۷۹۱ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
زند بر خرمن شادیّ و غم برق جمال تو
نباشد عشق را کاری، به هجران و وصال تو
قدح پیمای دیدارم، نه خون است اینکه می بارم
می آلود است جام دیده ام از رنگ آل تو
چه فیض است این تعالی الله که در دربای می گم شد
سبوی شبنم از خورشید حسن بی زوال تو؟
ز چشمم دیدهٔ خورشید محشر خیره می گردد
چو خوابم شد شبیخون خورده خیل خیال تو
حزین از باده نتوانم شکیبا شد، تو خود دانی
شکستم توبه را، برگردن زاهد وبال تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی معشوق خود و احساسات عاشقانهاش اشاره میکند. او زندگی خود را به خرمن شادی و غم تبدیل میکند و عشق را بیتوجه به جدایی و وصال میداند. شاعر به تأثیر عمیق دیدار معشوق اشاره کرده و میگوید که آنچه در چشمانش میبیند، او را خیره میکند. همچنین احساس ناتوانی در برابر عشق و باده را ابراز میکند و به شکستن توبهاش به خاطر عشق اشاره میکند. در کل، شعر زیبای او سرشار از عشقی عمیق و تلخی جدایی است.