نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۰ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

داغند، ز رخسار تو ای رشک چمن‌ها

چون لاله، شهیدان به سمن‌زار کفن‌ها

از شرم، صدف را به دهان مهر خموشی ست

تا شد صدف گوهر نام تو، دهن‌ها

خون در جگر نافهٔ دل چون نشود خشک؟

در هر شکن زلف تو افتاده ختن‌ها

با چاشنی لذت زندان غمت رفت

از خاطر یوسف صفتان، یاد وطن‌ها

نگذاشت به جا آتش عشق تو سپندی

من مانده‌ام از سوخته‌جان‌ها تن تنها

دارد لب خاموش، هم‌آغوشی معنی

بر چهرهٔ اندیشه نقاب است سخن‌ها

در خاک، حزین یاد عقیق لب او برد

گرد سر این خاک شود، خون یمن‌ها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت معشوقه‌اش اشاره می‌کند و احساسات عمیق خود را نسبت به او بیان می‌کند. او به چهره‌ زیبای معشوق که مانند چمن‌ها است، و به درد و رنج ناشی از عشقش اشاره دارد. احساس شرم و سکوت او را به نوعی شبیه صدفی می‌داند که از گوهر معشوقی گرانبها محافظت می‌کند. شاعر در عدم توانایی خود برای فراموشی معشوق، به درد و دلتنگی‌هایش می‌پردازد و در نهایت به تجلی عشق و یاد معشوقه‌اش در دل و جانش اشاره می‌کند. این شعر ترکیبی از عشق، اندوه و زیبایی است.