شمارهٔ ۸۱ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
رنگینی دکّان شود آن چشم سیه را
از خونم اگر غازه دهد، تیغ نگه را
آن غالیه گون خال، ندانم به چه تقصیر
در نیل کشد اختر این بخت سیه را؟
یک تشنه جگر را به زنخدان تو ره نیست
خضر خط سبز است که دارد سر چه را
امروز زمین، زیر پی لشکر حسن است
بر طرف بناگوش ببین گرد سپه را
پای طلبم، آبله فرسود نگردد
نزدیک کند لغزش اگر، دوری ره را
از چشمهٔ خورشید لبی تر نتوان کرد
منّت، کلف اندود نماید رخ مه را
خوش دوزخ نقدی ست حزین ، آتش خجلت
گیرم که به روی تو نیارند گنه را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف عشق و زیبایی عاشقانه پرداخته است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و عاشقانه، به احساسات عمیق و شگفتیهای ناشی از عشق اشاره میکند. او به شیفتگی و اثرگذاری نگاه معشوق بر خود میپردازد و از درد و رنج ناشی از این عشق بیان میکند. همچنین به تضادهای موجود در عشق و زیباییهای آن، همراه با حسرت و آرزوهای درونی شاعر اشاره دارد. در کل، شعر عواطف و پیچیدگیهای عشق را به تصویر میکشد.